الشيخ أبو الفتوح الرازي
393
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و در آيت حذفي هست ، و معنى آن است كه : ليس علينا في اموال الامّيين ، و لكن براى دلالت كلام را بر او بيفگند ، و اين طريقه كه عرب را هست في حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه طريقتى معروف است و شايع ، و لكن همه جاى نشايد و انّما آن جا روا باشد كه « ليس » زايل بود ، و در كلام دليل بود بر او ، چنان كه گفت : وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ ( 1 ) ، براى آن كه معلوم است كه از ده ( 2 ) نتوان ( 3 ) پرسيدن ، و كذلك قوله : وَلكِنَّ الْبِرَّ ( 4 ) ، براى آن كه معلوم است مَنْ آمَنَ ( 5 ) خبر نتواند بودن از برّ ، و بر يك قول تقدير آن است كه : و لكنّ البرّ برّ من امن . و كذلك قول الشّاعر : حسبت بغام راحلتي عناقا و ما هو ويب غيرك بالعناق . و معلوم است بضرورت كه آواز شتر بزه ( 6 ) نباشد ، يعنى نزبت ( 7 ) عناق ، و اگر كسى گويد : جاءني زيد و آنگه گويد : آن خواستم كه جاءني غلام زيد ، اين محال باشد و رواه نبود . و در آيت دليل است بر آن كه مراد مال است ، پس جهودان در امانت خيانت كردند به استحلال و گفتند : مال عرب ما را حلال است ، براى آن كه ايشان بر دين ما نيستند . و بعضى دگر از ايشان گفتند : مالهاى عرب ما راست ، و ايشان ( 8 ) بر ما غضب كردند ، به هر وجه كه فرصت يابيم ما را حلال باشد كه مال ايشان برگيريم . حسن بصرى و ابن جريج و مقاتل گفتند : از ميان جماعتى جهودان معاملتى و مبايعتى بود ، چيزى بدادند و چيزى بماند بر ايشان . آنان كه صاحب حق بودند ايمان آوردند ، چون وقت اداى مال در آمد تقاضا كردند . ايشان گفتند : ما را [ چيزى ] ( 9 ) به شما نبايد دادن ، كه شما دين ما رها كردهايد و به دين محمّد رفته ( 10 ) ، و دعوى كردند كه در كتاب ما چنين است . خداى تعالى ايشان را تكذيب كرد بقوله : * ( وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ ) * ، گفت : بر خداى دروغ مىگويند و مىدانند كه آنچه مىگويند دروغ است .
--> ( 1 ) . سوره يوسف ( 12 ) آيه 82 . ( 2 ) . مب ، مر : ديه . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بنتوان . ( 5 - 4 ) . سوره بقره ( 2 ) آيه 177 . ( 6 ) . آج : بز ، فق : بره . ( 7 ) . كذا در مج ، وز ، لب ، فق ، مب ، مر ( ؟ ) ، آج : صوت . ( 8 ) . مب نيز . ( 9 ) . مج : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق : رفته اى ، مب ، مر ، رفتهايد .